تبلیغات
معمار هستی
معمار هستی




با یاد تو ای ... [سخنگاه , ]



تو که نیستی تا ببینی
گریه های هر شب من
بی حضور عاشق تو
چه عجیبه گریه کردن

تو که نیستی تا ببینی
دل آسمون شکسته
جاده تا صبح قیامت
منو این پاهای خسته

با عبور هر ستاره
روح سبز تو رو دیدم
زیر قطرهای بارون
صدای پاتوشنیدم

تو که نیستی تا ببینی...

---------------------------------------------------

آبشار کبود وال

                           

    نزدیکیای گرگان با همون استان زیبای گلستان به سمت استان خراسان رضوی که می روی یه تابلوی خروجی به نام آبشار کبود وال دیده می شه  بعد از طی یک ربع ساعت با ماشین در مسیری مارپیچ و جنگلی به محلی می رسیم فقط یه پارکینگ جنگلیه

aabshar

و باید ماشین رو گذاشت و زیباییهای خاص از همین جا شروع میشه

kabood val

پله هایی که از گذشته ها مونده و جای پای اوون نسلیه که زیبایی ها رو می دیدن و آزاد بودن قسمتهایی که با بالا رفتن از اوون قسمت به یاد مشقتهایی که تارزان بنده خدا در زندگیش کشید می افتیم

abshar

و در انتها که البته انتهایی وجود نداره آبشاری بلند که گوارایی آب اوون حد و مرز نداره که البته من به اوون بسنده نکردم و اه رو ادامه دادم و به یاد تارزان عزیز قسمتهایی رو بالا رفتم که البته موقع برگشتن پایین تمام اجدادم رو ملاقات کردم و به آبشار دو قلویی رسیدم که دیدنش خالی از لطف نبود و منظره فوق العاده بود



فرشتگان صدایش می کنندیه دختر کوچولو یه معمار پا به پا در  سه شنبه 21 شهریور 1385 زمانی که احساسم در دستانم تبلور یافت و 11:09 ق.ظ
ویرایش شده در سه شنبه 21 شهریور 1385 و ساعت 12:09 ب.ظ

() نظر
       




و صدایی از انتهای تنهاییم پیش خدا [ادبی , ]



           سلام

خیلی وقته که هیچی هیچجا ننوشتم شاید چون احساس می کنم تنها همدم تنهاییم یه بر نامه ی خاص توی همین کامپیوتر شده شاید هم نه می تونم بگم هیچ همدم تنهایی ندارم و توی اوج تنهاییم احساس می کنم که فقط خداس که داره منو نگاه می کنه

شاید خواهرم از این حرفا شاکی شه ولی همیشه اوج تنهاییمو از اونم پنهان کردم من به دنبال ستاره ای در جایی که بداند من چه هستم می گردم و آن روزی را می خواهم که کوه ها در مقابلمان نباشند

معمار هستی همیشه به خلق کردنش ادامه می ده ولی من بریدم از اینکه به وصف این همه زیبایی بپردازم

از کارهای جدیدمو گاهی توی یه گروه معماری می ذارم و می شه گفت دیگه هیچ

می دونم خودم باید تلاش کنم ولی گاهی اوقات آدم کم میاره خیلی سخته پس ..............

دیگه ادامه نمی دم می دونم کسی هم نمی اد این صفحه ی فراموش شده رو بخونه



فرشتگان صدایش می کنندیه دختر کوچولو یه معمار پا به پا در  یکشنبه 1 مرداد 1385 زمانی که احساسم در دستانم تبلور یافت و 10:07 ق.ظ
ویرایش شده در یکشنبه 1 مرداد 1385 و ساعت 10:07 ق.ظ

() نظر
       




با یاد نام حق [سخنگاه , ]



برای تو که رفته بودی سفر...

اگه یه روز بری سفر

بری ز پیشم بی خبر

اسیر رویاها میشم

دوباره باز تنها میشم

به شب میگم پیشم بمونه

به باد میگم تا صبح بخونه

بخونه از دیار یاری

چرا میری تنهام میذاری؟

اگه فراموشم کنی

ترک آغوشم کنی

پرنده دریا میشم

تو چنگ موج رها میشم

به دل میگم خاموش بمونه

میرم که هر کسی بدونه

میرم به سوی اون دیاری

که توش منو تنها نذاری

اگه یه روزی نوم تو

تو گوش من صدا کنه

دوباره باز غمت بیاد

که منو مبتلا کنه

به دل میگم کاریش نباشه

بذاره درد تو دوا شه

بره توی تموم جونم

که باز برات آواز بخونم

اگه بازم دلت میخواد

یار یکدیگر باشیم

مثال ایام قدیم

بشینیمو سحر پا شیم

باید دلت رنگی بگیره

دوباره آهنگی بگیره

بگیره رنگ اون دیاری

که توش منو تنها نذاری

اگه میخوای پیشم بمونی

بیا تا باقی جوونی

بیا تا پوست به استخوونه

نذار دلم تنها بمونه

بذار شبم رنگی بگیره

دوباره آهنگی بگیره

بگیره رنگ اون دیاری

که توش منو تنها نذاری

اگه یه روزی نوم تو

تو گوش من صدا کنه

دوباره باز غمت بیاد

که منو مبتلا کنه

به دل میگم کاریش نباشه

بذاره درد تو دوا شه

بره توی تموم جونم

که باز برات آواز بخونم

اگه یه روزی نوم تو

تو گوش من صدا کنه

دوباره باز غمت بیاد

که منو مبتلا کنه

به دل میگم کاریش نباشه

بذاره درد ت جابجا شه

بره توی تموم جونم

که باز برات آواز بخونم
....

 

---------------------------------------------------------------------------

                                   معماری داخلی

                                                   interior

  معماری داخلی نقش عمده ای در كیفیت فضای ساختمان ایفا میكند. نحوه چیدمان و تقسیم بندی فضا، جنسیت و رنگ پوشش سطوح ( كف، سقف و دیوارها ) ، نور پردازی، مبلـمان و مجموعه عوامل موثر دیگر تعیین كننده زیبایی و كار آمدی فضاهای داخلی هستند. امروزه تاثیر معماری داخلی بر آرامش ( مجموعه هنجارهای عصبی ) ، راندمان ( در فضاهای اداری ) ، اثر بخشی ( در فضاهای تجاری ) بسیار بدیهی و لازم به نظر میرسد.

مثلا در یک فضای اداری:

 

در این گروه هم اطالاعات خوبی هست اطالاعات خوبی به روز میشه

 



فرشتگان صدایش می کنندیه دختر کوچولو یه معمار پا به پا در  جمعه 15 اردیبهشت 1385 زمانی که احساسم در دستانم تبلور یافت و 03:05 ق.ظ
ویرایش شده در جمعه 15 اردیبهشت 1385 و ساعت 09:05 ق.ظ

() نظر
       




به نام خاتم کار بال پروانه ها [سخنگاه , ]



برای تو که...

"Leonard Cohen

A Thousand Kisses Deep "

The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat.
You win a while, and then it’s done –
Your little winning streak.
And summoned now to deal
With your invincible defeat,
You live your life as if it’s real,
A Thousand Kisses Deep.

I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
You lose your grip, and then you slip
Into the Masterpiece.
And maybe I had miles to drive,
And promises to keep:
You ditch it all to stay alive,
A Thousand Kisses Deep.

And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.

Confined to sex, we pressed against
The limits of the sea:
I saw there were no oceans left
For scavengers like me.
I made it to the forward deck.
I blessed our remnant fleet –
And then consented to be wrecked,
A Thousand Kisses Deep.

I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
I guess they won’t exchange the gifts
That you were meant to keep.
And quiet is the thought of you,
The file on you complete,
Except what we forgot to do,
A Thousand Kisses Deep.

And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.

The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat . . .

تاریخچه شهر سمنان

 در زمان کمبوجیه سمنان مانند پلی سه ایالت ری و خراسان و استرآباد را به هم وصل می کرد .در دوره های بعدی نیز منطقه سمنان مورد توجه خاص حکومتهای مرکزی قرار گرفت و منازعه ها و مناقشه های متعدد بر سراین منطقه بین قدرتمندان در گرفت .اشکانیان هم ایران را به هجده ایالت تقسیم کرده بودند که یکی از آنها کمیس یا قومس در نواحی سمنان و دامغان بود .از زمان سلسله طاهریان تا غزنویان نیز سمنان اهمیت خود را حفظ کرد و ازجمله مناطقی بود که شاهد انبوه کشمکشها بود .یکی از حکام معروف ایالت کومش در زمان غزنویان امیر اجل بختیاربن محمد معروف به ابوحرب بختیار بود که بانی منار مسجد جامع سمنان و بقعه پیر علمدار کرمان بود .سمنان در دوران مغول همچون سایر نقاط ایران از حملات در امان نماند و متحمل خسارات فراوان شد .

                                                        

    دروازه ارگ سمنان

sar dare ye arge ghajari

یکی از آثار تاریخی و با ارزش و زیبای سمنان , دروازه ارگ , بازمانده هنر دوران قاجار است که در تقاطع خیابانهای آیت الله طالقانی و شیخ فضل الله نوری واقع شده است . دروازه ارگ در گذشته درِ شمالی ارگ دولتی بود که هنگام تخریب ارگ به سبب شکایت فرهنگ دوستان و پیگیری آنان از ویرانی این دروازه جلوگیری به عمل آمد . دروازه ارگ در زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار و حکومت انوشیروان میرزا  ضیاءالدوله فرزند محمد رحیم میرزا پسر دهم عباس میرزا نایب السلطنه که از سال 1300 تا 1305 هجری حاکم ایالت قومس بود بنا شد . این دروازه دو نمای شمالی و جنوبی دارد که نمای شمالی آن به مراتب زیباتر از نمای جنوبی آن است



فرشتگان صدایش می کنندیه دختر کوچولو یه معمار پا به پا در  جمعه 8 اردیبهشت 1385 زمانی که احساسم در دستانم تبلور یافت و 07:04 ق.ظ
ویرایش شده در جمعه 8 اردیبهشت 1385 و ساعت 08:04 ق.ظ

() نظر
       




با یاد حق [سخنگاه , ]



برای تو...

 


JAMES BLUNT LYRICS

"You're Beautiful"

My life is brilliant.

My life is brilliant.
My love is pure.
I saw an angel.
Of that I'm sure.
She smiled at me on the subway.
She was with another man.
But I won't lose no sleep on that,
'Cause I've got a plan.

You're beautiful. You're beautiful.
You're beautiful, it's true.
I saw your face in a crowded place,
And I don't know what to do,
'Cause I'll never be with you.

Yeah, she caught my eye,
As we walked on by.
She could see from my face that I was,
Flying high, [ - video/radio edited version]
Fucking high, [ - CD version]
And I don't think that I'll see her again,
But we shared a moment that will last till the end.

You're beautiful. You're beautiful.
You're beautiful, it's true.
I saw your face in a crowded place,
And I don't know what to do,
'Cause I'll never be with you.

You're beautiful. You're beautiful.
You're beautiful, it's true.
There must be an angel with a smile on her face,
When she thought up that I should be with you.
But it's time to face the truth,
I will never be with you.

خط آسمان

 وقتی به روزهای اول دانشجوییم بر می گردم یاد شناخت عناصر اولیه ساختمان می افتم

یادم نیست چقدر در بارش حرف زدیم ولی می دونم خیلی برام مهم بود خط آسمان به دیدی که ما از خط انتهاییه نما یعنی محل تماس نما و آسمان هست می گن

sky line 00

می شه گفت خط آسمان مهمترین چیزیه که در نمای ساختمان به چشم میاد

به صورت ریتمیک یا غیر ریتمیک و آزاد می تونه باشه

یه خط آسمان ریتمیک اگه تقارن زیاد داشته باشه خسته کننده می شه و یه خط آسمان خیلی آزاد آشفته میشه

ولی کلا باید معمار به زاویه دیدی که عابر به ساختمان داره دقت کنه

مثلا ساختمان سر نبش با ساختمان کنار اتوبان با یه ساختمان توی کوچه باریک دید متفاوت به بیننده می دن

sky line 03

کنار اتوبان دید کامل داریم به همه ی نما معمولا ولی در یک کوچه باریک مخصوصا پر درخت  دیدی به خط آسمان ندارم

sky line 01

 

 

 ----------------------------------------------------------------------------------------------------------

 



فرشتگان صدایش می کنندیه دختر کوچولو یه معمار پا به پا در  شنبه 2 اردیبهشت 1385 زمانی که احساسم در دستانم تبلور یافت و 01:04 ب.ظ
ویرایش شده در شنبه 2 اردیبهشت 1385 و ساعت 01:04 ب.ظ

() نظر
       




نام تو امید بخش من [سخنگاه , ]



تقدیم به تو ...


LEONARD COHEN LYRICS

"Dance Me To The End Of Love"

Dance me to your beauty with a burning violin
Dance me through the panic 'til I'm gathered safely in
Lift me like an olive branch and be my homeward dove
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love
Oh let me see your beauty when the witnesses are gone
Let me feel you moving like they do in Babylon
Show me slowly what I only know the limits of
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love

Dance me to the wedding now, dance me on and on
Dance me very tenderly and dance me very long
We're both of us beneath our love, we're both of us above
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love

Dance me to the children who are asking to be born
Dance me through the curtains that our kisses have outworn
Raise a tent of shelter now, though every thread is torn
Dance me to the end of love

Dance me to your beauty with a burning violin
Dance me through the panic till I'm gathered safely in
Touch me with your naked hand or touch me with your glove
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love

-----------------------------------------------------------

یواش یواش با دنیای دانشجویی  دارم خداحافظی میکنم

هر کس توی ذهنش یه دنیایی داره توی رشته ما باید همه چیزای ذهنتو بتونی خالی کنی حتی یه آدم یا همون فیگور که یواش یواش میشه شناسه کارت

این تصویر فیگوریه که مدتها توی فضاهای معماریه من قدم می زد نمی دونم کی اوومد و چطور اوومد 



فرشتگان صدایش می کنندیه دختر کوچولو یه معمار پا به پا در  جمعه 25 فروردین 1385 زمانی که احساسم در دستانم تبلور یافت و 03:04 ق.ظ
ویرایش شده در جمعه 25 فروردین 1385 و ساعت 03:04 ق.ظ

() نظر
       




سال نو مبارک [سخنگاه , ]



به نام نامی حق

 

سال نو مبارک

این عیدی که ما رو به اجدادمون پیوند میده و قرنهاست ما و قبل ما و قبل  قبل ما و ... اونو جشن می گرفتن بر همه مبارک باشه این روزی که روز شادی دیرینه ماست رو به همه  شاد باش می گم

 

یه اتفاق

 

چند هفته پیش توی اکباتان یه اتفاق عجیب افتاد وقتی ماجرارو بگم می فهمین برای چی عجیب !!

 

ساعت 6 صبح بود   فکر کنم فاز  2  که ناگهان صدای انفجار همی رو بیدار کرد

چند دقیقه بعد توی پله ها ی فرار رد پای خونی تا پایین اوومده بود و در انتهای اوونن خانومی با بدنی خونی فریادمی زد منو به بیمارستان برسونین ....

 

در یکی از واحد های دوبلکس انفجاری بر اثر انتشار گاز رخ داده بود و پنجره ها بر اثر شدت انفجار به طرف مقابل محوطه پرتاب شده بود با همه ی این اوضاع و احوال فقط لوله های سبز موجود در ساختمان ذوب شده بود  و دقیقا در محل انفجار لوله های آب شکسته بود و دیگر هیچ

 

ساختمانی که از عمر آن 3 دهه می گذره آخ هم نگفت و فقط به یه تعویض لوله و تعمیر سقف کاذب احتیاج داشت

 

و یه خاطره از گذشته ایران ما

 

در زمان رییس جمهوری سردار سازندگی   ایشان در یکی از کنفرانسهای (سرزمین کفر) فکر کنم پیمانکار اکباتان  رو می بینه از ایشون می خواد که به ایران بیاد و بزرکراه تهران شمال رو بسازه ...

 

ایشون برای بازدید از مکان و کارهای قبل از ساخت به ایران میاد به دعوت رییس جمهور وقت . پس از بررسی اجازه بازگشت می خواد تا آماده برگرده  هنگام خروج در فرودگاه مهرآباد اجازه خروج بهشون نمی دن و می گن ایشون اسمشون جز اسامی تحت تعقیب بعد از انقلابه خلاصه تماس با دفتر ریاست جمهوری که ایشون از مهمان رییس جمهورن و ... و در آخر شخص رییس جمهور کسی رو می فرستن که با یه کلکی ایشون رو بفرستن برن ...ایشون رفتند و با اوون امنیت دیگه بر نگشتن ایران و ما سالهاست همچنان در حسرت این اتوبان موندیم 



فرشتگان صدایش می کنندیه دختر کوچولو یه معمار پا به پا در  سه شنبه 8 فروردین 1385 زمانی که احساسم در دستانم تبلور یافت و 11:03 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




یا رب حسین (ع) [سخنگاه , ]



محرم ماه خون  ماه قیام پیشوای ما حسین آغاز گردید

و ما پو یندگان راه وی امسال

درون مبحس دژخیم استعمار

با شوری دگر این ماه را تعظیم می داریم

و اندییشم در تاریخ و می بینم

شمس انقلاب کربلا همواره تابان است

و در هر سالگردی از محرم

پرتوش روشنگر راه جهاد هر  مسلمانان  است

جهاد حق علیه ظلم

نبرد خلق با عمال استعمار

بیاد آریم آن محرم  نیمه ی خرداد

خروش خشم انسانهای آزاد

خمینی و خمینی ها

دلیری و دلیری ها

 

  *    *    *

آری باز می بینیم   شمس انقلاب کربلا

همواره تابان است

می اندیشم و می گویم

حسین ای انقلابی مرد آزاده

به خون اطهرت سوگند

به عزم راسخت سوگند

که ما هرگز نیاساییم

از پیمودن راحت

                                       ماه محرم

                                        سال 57

                                       محمد رضا

      (یکی از زندانیان سیاسی مسلمان قبل از انقلاب)

-------------------------------------------------

از 72 تن شهیدان کربلا می نویسم...

-                    نصر ابن ابی نیزر ( نام پدر : ابو نیزر ):ایرانی بود پدرش یزدی بود و در حفر قنات مهارت داشت . روزی در شهر امام حسین قناتی را حفر می کنند  هر چه می کنند به آب نمی رسند امام  می فرماییند بیرون بیایید باقی چاه را من می کنم ... داخل چاه شده و دقایقی بعد به قنات پر آب می شود یاران فریاد می زنند یا حسین مژده! ثروتمند شدی . امام می فرماید به فقرا مژده دهید که هم اکنون قناتشان به آب نشست و همان موقع قلم و کاغذ می آورند و چاه را وقف می کنند  .

-                    شهید گمنام : روز قبل از عاشورا به سراغ امام حسین به شهر می رود خود را معرفی نمی کند  و فقط سراغ امام را می گیرد  می گوییند با خاندان عزم سفر کرده اند به دنبال امام می رود و به خدمت اما رسیده عرض احترام می کند و بی نشانی فردای آنروز در عاشورا شهید می شود.

-                    شهید ترک ( اسلم ) : مسیول آرشیو امام و ثبت نامه های دریافتی و کپی برداری از نامه های آماده برای ارسال حافظ کل قرآن   مسلط به تعمیر اسلحه و یکی از رجز خوانان رجز معروف گروه  امام (این رجز را به صورت کامل پیدا نکردم)

-                    پیر ترین شهید کربلا که 90 سال داشته و با اسرار خویش به این سفر آمده  وی ابروانی بلند داشت وقتی که دید اصحاب امام حسین (ع) برای جنگ آماده می شوند ابروان را با دستمالی به پیشانی بست و و نزد امام رفت و در رکاب ایشان شهید شد 

 

گفت : فقیرم

گفتند : نیستی

گفت :  فقیرم باور کنید

گفتند :  نه نیستی

گفت : شما از حال من خبر ندارید

و حال و روزش را تعریف کرد و کفت دستهایش خالی است و چه سختی هایی که شب و روز می کشد ولی امام (ع) هنوز فقط نگاهش می کردند

گفت  : به خدا قسم چیزی ندارم

گفتند : صد دینار اگر به تو بدهم حاضری به همه جا بروی و بگویی از ما متنفری؟ از ما فرزندان محمد(ص)

گفت : نه به خدا قسم نه

-                    هزار دینار؟

-                    نه به خدا قسم نه

-                    ده ها هزار ؟

-                    نه باز دوستتان خواهم داشت

-                    چه طور می گویی فقیری وقتی چیزی داری که به این قیمت گزاف هم نمی فروشی

-                    و چه طور می گویی فقیری وقتی کالای عشق به ما در دارایی تو هست

                              ترجمه ی آزاد از امالی

                               جلد 7 صفحه ی 147

         روایت مردی که خدمت امام صادق(ع) رسید

                            نقل از کتاب خدا خانه دارد

 



فرشتگان صدایش می کنندیه دختر کوچولو یه معمار پا به پا در  شنبه 22 بهمن 1384 زمانی که احساسم در دستانم تبلور یافت و 03:02 ق.ظ
ویرایش شده در یکشنبه 23 بهمن 1384 و ساعت 05:02 ق.ظ

() نظر
       




دیوانه منم ... [سخنگاه , ]



به نام آنکه با یادش جان گرفته ام...

...

میمیرم برات ، نمیدونستی میمیرم بی تو بدون چشات

رفتی از برم ، تو نمیدونستی که دلم بسته به ساز صدات

آرزومه که نمیدونستی که من میمیرم برات...میمیرم برات

عاشقم هنوز....نمیخواستی که بمونی و بسوزی به ساز دلم


گفتی من میرم ، نمیخواستی بری تا فردا ها یار خوشگلم

برو راهی نیست تا فرداها ؛ از آب و گلم...از آب و گلم


سفرت بخیر ... اگه میری از اینجا تک و تنها تا یه شهر دور

برو که رفتن بدون ما میرسه به یه دنیا نور...به یه دنیا نور...


سفرت بخیر

برو گر شكستی ز من می تونی دوباره بساز


از دلی شكسته نا امید و خسته تو باز غرور - تو بازم غرور


نمیخوام بیـــــــــــــــــــــــای....

نمیخوام میون تاریکی من تو حروم بشی


نمیخــــــــــــــوام ازت......


نمیخوام مث یه شمع بسوزی  برام تا تموم بشی


برو تا بزرگی میخوام  که فقط آرزوم بشی....آرزوم بشی

---------------------------

.دف سما تصوف(3)

 گفتیم كه قوالان عرب اصولاً از دف
 برای نگاه داشتن ضربه‌های تقطیع در وزن شعر استفاده می‌كردند.
 بنابراین شاید بتوان گفت ابتدا دف بدین وسیله به محفل‌های صوفیانه
 وارد گردیده و بعدها در مسأله سماع بطور جدی مورد استفاده
 قرار گرفته است، و آنچنان مورد استقبال و توجه صوفیان قرار
 گرفت كه مولوی ( مولانا ) در این ارتباط چنین می‌گوید:‏

مست شدند عارفان، مطرب معرفت بیا

زود بگو رباعیی، پیش درآ، بگیر دف

-----------------------------

بار های ناشی از تغییر درجه حرارت و نشست ساختمان(4)

بار های حرارتی پیچیده تر هنگامی در گنبد ظاهر می شود
که طی دوره حرارتی روزانه . یکی از جوانب گنبد بیشتر از سایر جوانب
گرم می شود
در این زمان گنبد به روشی نا موزون و غیر متقارن تغییر شکل می دهد
و دچار اعوجاج می شود ممکن است تنش های ناشی از اعوجاج زیاد و
 محاسبه آن مشکل باشد
این مثالهای ساده نشان می دهد یک سازه به ویژه زمانی که به تغییرات
 حرارتی حساس است که شکل سازه شرایط تکیه گاهی آن و مصالح
بکار رفته در جهت جلو گیری از تغیییر ابعاد ناشی از تغییر درجه
 حرارت عمل می کند
از طرف دیگر تغییر شکل قابل قبول سازه در برابر بارها و فشارها نیازمند
یک سازه سخت و محکم است.بنابراین ملزومات صلبیت با ملزومات بارهای
حرارتی متناقض است

 



فرشتگان صدایش می کنندیه دختر کوچولو یه معمار پا به پا در  شنبه 26 آذر 1384 زمانی که احساسم در دستانم تبلور یافت و 05:12 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




تو ای پری کجایی... [سخنگاه , ]



 به نام نامش

ماهی دل خسته منم


بی کسم و بی همنفس


خونه من تنگه ولی ، فرقی نداره با قفس


تو خونه خالی من ، مرده هوای زندگی


دیگه نفس های منم گرفه بوی کهنگی


دستای خشم ماهیگیر ، رود و واسم کرده یه تنگ


کی حرفامو گوش میکنه ، حرف منه خسته گنگ


نشسته احساس سکوت ، رو تن بی حرارتم


یه روز رها بودم ولی مرده دیگه جسارتم


 


تموم لحظه های من ، ساکت و تکراری شده


تو رگای خشک تنم ، غصه و غم جاری شده


 


همه بریدن از منو ، فقط تویی که با منی


بیا بیا بی هدفم میون قفل آهنی


...


 
--------------------------

 .دف سما تصوف(2)

با شرح این مقدمه قصد آن ندارم تا وارد بحث تشریحی
 پیرامون كاربردهای عرفانی این ساز بشویم بلكه این مقدمه‌ای بود
بر بحث پیرامون علل ورود دف به مسلك تصوف و اهمیت یافتنش.

متأسفانه ما تاریخ دقیقی از ورود دف به جمع‌های صوفیانه و كاربرد آن
در مسأله سماع نداریم اما می‌دانیم كه در قرن سوم هجری هنگامی كه
ذوالنون مصری (فوت 245 هـ) از زندان متوكل آزاد شد صوفیان
 در مسجد جامع بغداد به دور او گرد آمدند و درباره‌ی سماع از وی
 اجازه گرفتند، و قوال شعری خواند و ذوالنون هم ابراز شادی كرد.‏‏

استاد عبدالرحمن بدوی درباره‌ی سماع می‌نویسد:
 نخستین حلقه سماع را علی
تنوفی یكی از یاران سری سقطی متوفی 253 هجری در بغداد برپا كرد
و بزرگترین محافل صوفیانه و عرفانی در کردستان برگزار می شود

-----------------------------

بار های ناشی از تغییر درجه حرارت و نشست ساختمان(۳)

شرایط مشابه از نظر تغییر شکلهای حرارتی . با تفاوتهایی اما با همان
آثار و نتایج خطرناک . در گنبد های بزرگ دیده می شود وقتی دمای
 خارجی کاهش یا افزایش یابد در گنبد احتمال انقباض یا انبساط پیش می
آید .گنبد به کمک پی های زیر زمینی خود (که در یک درجه حرارت
ثابت باقی می ماند) از این پی آمد ها باز داشته می شود وتنها
حرکتها به سمت بالا و پایین خواهد داشت و اصطلاحا گنبد نفس میکشد
نوک گنبدی که محوطه ای با دیوارهای شیشه ای به دهانه ی 61 متر
را می پو شاند ممکن است در اثر تغییر دما بیش از 7.6 سانتیمتر
بالا و پایین می رود . اگر دیوارهای شیشه ای این حرکت را دنبال
کنند خواهند شکست . نوعی خاص از تکیه گاههای لغزنده این خطر
را بر طرف می سازد



فرشتگان صدایش می کنندیه دختر کوچولو یه معمار پا به پا در  چهارشنبه 2 آذر 1384 زمانی که احساسم در دستانم تبلور یافت و 11:11 ق.ظ
ویرایش شده در چهارشنبه 2 آذر 1384 و ساعت 12:11 ب.ظ

() نظر
       




روح من گاهی از شوق خنده اش می گیرد [سخنگاه , ]



یا حق

after your love is gone

Oh you playing games, playing games, hurting my soul
Seven days, seven nights, without control
Oh every day, every night I was alone
When you're not next to me
Should I listen to my heart, girl
Should I listen to my brain
When you tell me, you leave me, and you give it up
Can't we still be friends ?

Oh, after your love is gone
I don't know where I belong
When you're not next to me, not next to me
I'm dying, crying baby
Oh, after your love is gone
Oh baby I'm so alone
When you're next to me, it's ecstasy
I'm dying, crying baby

Oh you playing games, playing games, playing with love
You can run but you can't hide, can't get enough
Anyway, anywhere, I'll be there
Cause you're the one for me
Cause when I give you all my heart girl
You know I will die for you
And when you tell me, you'll leave me, and you give it up
I lose my destiny

--------------------------------------------------------------


دف، سماع، تصوف(1) 
 

در بین مزامیر داود (ع) در مزمور 149 (و بسیاری دیگر)
در آیه (بند) 3 چنین آمده است: نام او را با رقص تسبیح بخوانند،
 با بربط و عود او را بسرایند.‏

همانند این رقص تسبیح یا «رقص» در نزد صوفیان
 رقصی پدید آمده است و صوفیان مبادرت به چنین
رقصی كه اصطلاحاً آن‌را رقص سماع گویند،
 می‌نمایند و این سماع یكی از برنامه‌های عملی مسلك
 تصوف است. حالت وجد و سماع در صوفیان (كه
بعضاً افرادی با روحی لطیف هستند) غالباً با شعر
 و موسیقی و یا سخنان دلكش پیر آغاز می‌گردد و در
هنگام سماع و در حلقه ذكر این دف است كه با نوای
خود سالك را تا مرحله‌ای از بی‌خودی پیش می‌برد و
 از آنجاست كه سالك با هماهنگ كردن ریتم ذكر با نوای
دف خواسته یا ناخواسته به هماهنگی با كل جمع سماع
كننده می‌رسد و اینجاست كه دف مسبب رفتن به
سماع و ایجاد خلسه و خلجان و نهایتاً وصال به حق
 می‌گردد و به همین دلیل است كه هر گاه دفی در
 هنگام نواختن پاره می‌شود صوفیان بر دف لفظ شهید
 را اطلاق می‌نمایند. در ارتباط با اهمیت سماع مولوی
چنین می‌گوید: چون مشاهده كردیم كه به هیچ نوع به طریق
 حق مایل نبودند و از اسرار الهی محروم می‌ماندند
به طریق الطافت سماع و شعر موزون كه طباع مردم
را موافق افتاده است، آن معانی را در خورد ایشان دادیم

---------------------------------------------------------------------------
بارهای ناشی از تغییر درجه حرارت و نشست ساختمان(2)

چون فولاد در برابر فشار بسیار سخت و مقاوم است
نیروی زیادی برای این کاهش طول به مقدار 3.3
سانتیمتر لازم می شود . این نیرو به قدری زیاد
است که نصف مقاومت و تحمل فولاد را به خود
اختصاص می دهد و فقط نصف مقاومت اصلی آن
برای تحمل بارهایی به کار می رود که پل برای انها
طراحی شده است . روش مشخص حذف این بار اضافی
این است که امکان تغییر طول برای پل در حرارتهای
مختلف ایجاد کنیم این امر معمولا بوسیله ی تعبیه تکیه
گاه غلتکی در یکی از دو انتهای پل صورت می گیرد



فرشتگان صدایش می کنندیه دختر کوچولو یه معمار پا به پا در  جمعه 6 آبان 1384 زمانی که احساسم در دستانم تبلور یافت و 01:10 ب.ظ
ویرایش شده در جمعه 6 آبان 1384 و ساعت 01:10 ب.ظ

() نظر
       




حال من... [سخنگاه , ]



یا هو

This ain't a song for the broken hearted
No silent prayer for the faith departed
I ain't gonna be just a face in the crowd
You're gonna hear my voice
When I shout it out loud


It's my life
It's now or never
I ain't gonna live forever
I just want to live while I'm alive
(It's my life)
My heart is like an open highway
Like Frankie said
I did it my way
I just wanna live while I'm alive
It's my life


This is for the ones who stood their ground
For Tommy and Gina who never backed down
Tomorrow's getting harder make no mistake
Luck ain't even lucky
Got to make your own breaks


It's my life
And it's now or never
I ain't gonna live forever
I just want to live while I'm alive
(It's my life)
My heart is like an open highway
Like Frankie said
I did it my way
I just want to live while I'm alive
'Cause it's my life


Better stand tall when they're calling you out
Don't bend, don't break, baby, don't back down


It's my life
And it's now or never
'Cause I ain't gonna live forever
I just want to live while I'm alive
(It's my life)
My heart is like an open highway
Like Frankie said
I did it my way
I just want to live while I'm alive


It's my life
And it's now or never
'Cause I ain't gonna live forever
I just want to live while I'm alive
(It's my life)
My heart is like an open highway
Like Frankie said
I did it my way
I just want to live while I'm alive
'Cause it's my life


-----------------------------------------------------------
                  دف در دیر باز(قسمت آخر)

از مطالبی كه در قسمت های قبل آوردیم یك ویژگی خاص كه دارای دو بعد
 است در تاریخ حیات دف (1010 ق. م. تا بعد از اسلام) می‌بینیم كه تقریباً
بدون كوچكترین تفاوتی در كیش‌ها و آیین‌های مختلف در نزد ملل
متفاوت وجود داشته كه یكی جنبه‌ی مذهبی دف و دیگری جنبه‌ی
كاربردی آن در شادی‌ها و پایكوبی‌های مهم و بزرگ در نزد بزرگان
. قوم می‌باشد
پس از سپری شدن دوره‌ی آغازین اسلام بتدریج دف جنبه‌ی مذهبی
و آیینی خود را از دست داد و كاربردهای عامیانه‌تری یافت و به
تدریج به علت شخصیت و ویژگی صوتی خاص صدای خود
 جای خود را به سازهای دیگر هم‌چون دایره و یا تنبك و یا به قول
اعراب ضرب داد و در محافل كمتر از دف استفاده گردید جز
 در بین بادیه نشینان. لیكن پس از مدتی با بوجود آمدن تصوف اسلامی
 دف نوازی مجدداً رایج شده و در محافل عرفانی به رشد و نموی نوین
 پرداخت كه تا دهه‌های اخیر دارای روندی كند ولیكن بسیار پربار و
گرانبها بود.‏

---------------------------------------------------------------------------------------

بارهای ناشی از تغییر درجه حرارت و نشست ساختمان(1)

همه سازه ها در معرض  تغییرات درجه حرارت قرار دارند سازه ها
  در اثر تغییر درجه  درجه حرارت در تابستان و زمستان تغییر شکل
اندازه می دهند تاثیرات تغییر ابعاد ناشی از انبساط ئو انقباض حرارتی
 معمولا معادل تاثیرات بارهای بزرگ و بحرانی می باشند به ویژه که ممکن
 است به علت نا مریی بودن خطرناک نیز باشند یک مثال ساده از این
 بارهای موضعی ماهیت و اهمیت آنها را کاملا مشخص می کند یک پل فولادی
با دهانه تغریبی 91 متر بر روی یک رود خانه ایجاد شده است این
 پل در زمستان هنگامی که میانگین درجه حرارت 2 درجه بوده است ساخته
شده است در یک روز گرم تابستان هنگامی که میانگین درجه
حرارت 35 می باشد و پل منبسط می شود زیرا حرارت را از هوای هوای
اطراف جذب می کند افزایش طول پل که ممکن است پس از محاسبه
فقط 3.3 سانتیمتر به دست آید در مقایسه با طول اولیه پل ناچیز است اما
اگر پایه پل  از ازدیاد طول آن جلوگیری کند  باید در پل یک فشار افقی
که قابلیت کاهش طول پل تا حدود حدود زمستانی را داشته باشد پیش بینی
نمود



فرشتگان صدایش می کنندیه دختر کوچولو یه معمار پا به پا در  پنجشنبه 28 مهر 1384 زمانی که احساسم در دستانم تبلور یافت و 05:10 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




وبلاگ من
  وبلاگ من
  اینجا برایم بنویس
    

[yahoo]




بایگانی

 نویسندگان

یه دختر کوچولو یه معمار پا به پا (20)


موضوعات

عمومی (2)
ادبی (2)
علمی (1)
زنگ تفریح (1)
سخنگاه (14)



Web Images News Shopping Directory
تعدادعزیزانی که الان مهمون وبلاگ منن : نفر

 آرشیو

شهریور 1385 (1)
مرداد 1385 (1)
اردیبهشت 1385 (3)
فروردین 1385 (2)
بهمن 1384 (1)
آذر 1384 (2)
آبان 1384 (1)
مهر 1384 (9)


صفحات

1 2





لینكستان

  سپیده عشق

  فرانسه

  تنهاترین

  نفس من

  در کوی عشق

  پاسارگاد

  پاپیون

  عشق باید...

  آفتاب

  ماهواره و اخبار فرکانس





لینكدونی
کانون زندانیان سیاسی مسلمان (-)
آرشیو لینكدونی




جستجو
جستجو در بلاگ






خبرنامه





آمار وبلاگ
مهمانهای امروز :
مهمانهای دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -




قالب توسط :زهرا